الشيخ أبو الفتوح الرازي

230

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

مى برگردانند . عبد اللَّه عبّاس گفت : معنى آن است كه : آنچه در دل از عداوت و شحناء و بغضاء پوشيده مىدارند . و گفتند ( 1 ) : آيت در اخنس بن شريق آمد ، و او مردى بود شيرين ( 2 ) منظر و شيرين ( 3 ) سخن . چون رسول را ديدى ، همه سخن نيكو گفتى و به مراد او و به حسب راى او گفتى ، و در دل نه آن داشتى كه به زفان مىگفتى . سدّى گفت : دل مىبرگردانند ، من قولهم : ثنيت عناني ، اى صرفت . عبد اللَّه شدّاد ( 4 ) گفت : آيت در بعضى از منافقان آمد كه هر گه كه به رسول بگذشتى ( 5 ) ، در پيختى ( 6 ) و منحرف شدى تا پيغامبر را نبيند و سر در پيش افگندى و روى بپوشيدى تا پيغامبر نيز او را نديدى . مجاهد گفت : دلها مى برگردانند ( 7 ) از روى شك و نفاق براى آن كه شاكّ و منافقاند . * ( لِيَسْتَخْفُوا مِنْه ) * ، الاستخفاء ، طلب الخفاء ، تا طلب آن كنند كه كار خود پوشيده گردانند . قتاده گفت : يثنون صدورهم ، معنى آن است كه سينه مىبرگردانند ، يعنى اعراض و عدول مىكنند تا سخن تو نشنوند و قرآن نشنوند كه به آن ايمان نمىدارند . ابن زيد گفت : اين آنگه بود كه بعضى با بعضى مناجات كردندى و سرّ گفتندى در باب رسول - عليه السّلام . چون كسى به ( 8 ) ايشان در آمدى ، خويشتن به هم بر آوردندى تا آن گفته و آنچه در آن بودندى بپوشيدندى . مجاهد گفت : خواستندى تا از خداى بپوشند اگر ممكن بود ( 9 ) ايشان را . الا حين ، اين آنگاه بودى كه : * ( يَسْتَغْشُونَ ثِيابَهُمْ ) * ، اى اتّخذوها غاشية لرؤسهم ، آنگه كه سر در جامه كشيدندى و سر در گليم پيختندى ( 10 ) : قتاده گفت : اين جمله براى آن جمع كرد به يك جاى كه ، آدمى آنگه پوشيده‌تر باشد كه به اين صفت بود . حسن بصرى گفت : صفت ( 11 ) عايد

--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : گفت . ( 3 - 2 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آز : خوش . ( 4 ) . اساس : سراد ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 5 ) . آو ، آج ، بم ، مل ، آز : كه رسول برگذشتى . ( 6 ) . آو ، بم ، مل ، مج : سينه در پيخستى ، آج ، لب ، آز : سينه در پيچيدى . ( 7 ) . اساس : مى برگرداند ، به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد . ( 8 ) . آو ، آج ، بم ، مل ، مج : بر . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها : بودى . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل : پيچيدندى . ( 11 ) . همهء نسخه بدلها : منه .